روشهاي عملي جهت يابي و طريقه محاسبه آزيموت قبله بر روي زمين

 روشهاي عملي  جهت يابي وطريقه بدست آوردن آزيموت قبله بر روي زمين:

چهار جهت اصلي:

افق هر نقطه  ،مدارآن محل رادر دو نقطه ونصف النهار آن محل را نيز در دو نقطه قطع مي كند بطوريكه خط واصل ميان دو نقطه اول بر خط واصل ميان دو نقطه دوم عمود است . از دو نقطه اول ،آن كه در سمت طلوع خورشيد است،مشرق يا خاور ،وآنكه در سوي مقابل واقع شده آن است،مغرب يا باختر گويند. از دو نقطه دوم آنرا كه در طرف چپ شخصي كه رو به مشرق ايستاده است ،شمال ونقطه ديگر را كه در مقابل آنست ،جنوب مي نامند.

 

جهات فرعي:

چهار نقطه شمال ،جنوب ،مشرق،ومغرب،دايره افق هر محل را به چهار قسمت برابر تقسيم مي كنند.(چهار جهت اصلي ) براي اينكه در علم جغرافيا ودريا نوردي ويا هوا نوردي امتدادها را بادقت بيشتري تعيين نمايند هر يك از زواياي قائمه ميان چهار جهت اصلي را به چهار قسمت متساوي تقسيم مي كنند وبدين جهت دوازده نقطه يا جهت ديگر حاصل مي گردد كه به آنها جهات غرعي مي گويند .اسامي جهات مزبور به ترتيب گردش عقربه هاي ساعت از سمت شمال عبارتست از :

 

1- شمال                         9- جنوب

2-شمال شمال شرقي      10- جنوب جنوب غربي

3- شمال شرقي              11- جنوب غربي

4- شرق شمال شرقي      12- غرب جنوب غربي

5- شرق                         13- غرب

6- شرق جنوب شرقي     14- غرب شمال غربي

7- جنوب شرقي             15- شمال غربي

8- جنوب جنوب شرقي 16- شمال شمال شرقي

سمت (جهت ) مبنا و انواع آن

در جهت يابي براي نشاني دادن ناچار از بكار بردن جملاتي مانند سمت چپ وراست هستيم . حال اگر سمت مبنايي وجود نداشته باشد سمت هاي راست وچپ را نسبت به چه بايد سنجيد. براي رفع  هرگونه ابهام و برقراري ارتباط وايجاد تفاهم ،در نقشه خواني و سمت يابي همواره از سمت معيني به نام سمت مبنا يا سمت شمال استفاده مي شود و كليه جهت ها وامتدادهاي طبيعت را نسبت به آن مورد  سنجش قرار مي دهند.

 

 سمت مبنا در نقشه خواني بر سه نوع  تقسيم مي گردد ، كه عبارتند از :

 

1-      سمت شمال جغرافيايي يا شمال حقيقي:

اين سمت كه بيشتر از همه سمتها استفاده مي شود  اينچنين است . هرگاه هريك از نقاط سطح زمين را بسوي قطب شمال امتداد دهيم سمتي پديد مي آيد كه به آن شمال جغرافيايي يا شمال حقيقي مي گويند. شمال جغرافيايي هر يك از نقاط سطح زمين امتداد نصف النهار همان نقطه رو به سمت قطب شمال است وبر روي نقشه ها معمولا با حروف اختصاري  (True North) T.N   مشخص مي سازند.

 

2-      سمت شمال مغنا طيسي:

امتدادي را كه نوك شمالي عقربه مغناطيس نشان ميدهد شمال مغناطيسي گويند كه قطب شمال مغناطيسي در سال 1970درآمريكاي شمالي در نزديكي جزيره پرنس والز واقع در كانادا به مختصات 100 درجه غربي و 73 درجه شمالي و در همان سال قطب جنوب مغناطيسي درسرزمين ويكتورياي جنوبي قاره قطب جنوب قرار داشت واين دوقطب هيچگاه روي قطر كره زمين قرار نگرفته وخط واصل  ميان آنها  همواره از فاصله  1200  كيلومتري  مركز  زمين  عبور

 مي كند اين قطبها همواره در حال تغيير وجابجايي اند .كه تغييرات آنها يعني زاويه انحراف مغناطيسي نقاط مختلف كره زمين را مي توان از روي آخرين نقشه هاي ايزوگونيك (خطوط  هم انحراف مغنا طيسي) بدست آورد.كه اين انحراف مغناطيسي نسبت به شمال جغرافيايي در ايران حدودا 5 درجه شرقي است. شمال مغناطيسي را در نقشه ها معمولا با يك نيم فلش يا با حروف (Magnetic North) M. N يعني شمال مغناطيسي نشان مي دهند .

 

3-      شمال شبكه قائم الزاويه:

امتداد شمالي شبكه متعامد روي نقشه را شمال شبكه قائم الزاويه يا به طور خلا صه شمال شبكه مي نامند به عبارت ديگر اگر خطوط افقي شبكه قائم الزاويه را محورX  ها وخطوط قائم آن را محور  Y ها بناميم امتداد محور Y ها درواقع همان شمال شبكه است . در روي نقشه ها شمال شبكه را با حروف(Grid North) G.N نشان مي دهند.

 

روشهاي شمال يابي:

در توجيه نقشه يافتن شمال يكي از ضروريات است علاوه بر آن در كارهاي روزانه نيز يافتن شمال ضرورت دارد.بالطبع پاسخگويي به آنها به تمرين و ممارست نيازمند است .براي يافتن شمال شيوه هاي گوناگوني وجود دارد كه به ترتيب در سه بخش به آنها اشاره مي شود.

 

الف – يافتن شمال در هنگام روز كه روشهاي گوناگون آن عبارتند از:

 

1-      يافتن شمال با استفاده از محل طلوع وغروب خورشيد:

اگر در محلي كه زندگي مي كنيم حدودا محل طلوع و غروب خورشيد را بدانيم حال اگر طوري بايستيم كه دست راست ما به طرف محل طلوع خورشيد (كه همان مشرق است) ودست چپ ما به طرف محل غروب خورشيد (كه همان مغرب است) باشد آنگاه روبروي ما شمال خواهد بود وپشت سر ما جنوب  دست راست ما مشرق ودست چپ ما مغرب مي باشد.

  

2-      يافتن شمال با استفاده از سايه شاخص هنگام ظهر واقعي

چوب يا ميله فلزي(شاخص) به ارتفاع 1تا 2 متر را در زمين آفتابگير ومسطح وهمواري فرو برده وكاملا آنرا محكم مي كنيم حال سايه آنرا در نظر ميگيريم. همانطور كه مي دانيم خورشيد هر روز كه از سمت مشرق طلوع ميكند در ابتدا سايه اجسام طولاني است كم كم كه خورشيد بالا مي آيد ودر آسمان اوج مي گيرد سايه اجسام كوتاه تر  مي گردد تا هنگام ظهر كه خورشيد به بلند ترين مكان خود در آسمان ميرسد اين لحظه در واقع ظهر شرعي آن مكان است درست در همين لحظه صداي اذان به افق آن محل به گوش مي رسد در اين  زمان سايه اجسام به حداقل خود در آن روز مي رسد. حال اگر در نيمكره شمالي باشيم امتداد سايه دقيقا رو به سمت شمال خواهد بود وجهت مخالف آن يعني به طرف يايه شاخص و روبه طرف خورشيد سمت جنوب مي باشد. در نيمكره جنوبي امتداد سايه برعكس نيمكره شمالي رو به سمت جنوب است واگر رو به سمت پايه شاخص يا خورشيد بايستيم رو به شمال ايستاده ايم.

در هر صورت هنگامي كه رو به سمت شمال بايستيم وپشت سر ما جنوب باشد آنگاه سمت راست ما مشرق وسمت چپ ما مغرب خواهد بود.

 

 3- يافتن شمال با استفاده از سايه شاخص در تمام مواقع روز:

 

دوباره چوب يا ميله فلزي (شاخص ) را در زمين آفتابگير وهمواري فرو مي بريم. در هر موقع از روز باشد فرقي نمي كند نوك سايه اول اين شاخص را بر روي زمين بوسيله ميخ يا سنگ كوچكي علامت گذاري مي كنيم حدود 15 دقيقه درنگ كرده  كه با حركت خورشيد در آسمان سايه نيز جابجا شده است دوباره نوك سايه دوم شاخص  را بر روي زمين نشانه گذاري مي كنيم. حال اين دو نقطه بر روي زمين را به وسيله خط مستقيمي به هم متصل ساخته وقدري آنرا امتداد مي دهيم. اين خط در واقع جهت شرق و غرب را مشخص مي سازد. بدين ترتيب كه همواره امتداد نقطه سايه يكم به سمت غرب وامتداد نقطه سايه دوم به سمت مشرق است.حال چنانچه بر اين خط شرقي – غربي خط مستقيمي كاملا عمود رسم نمائيم به طرف امتداد سايه ها در نيمكره شمالي رو به سمت شمال وسمت ديگر اين خط كه امتداد  آن تقريبا به سمت يايه شاخص يا رو به سمت خورشيد است رو به سمت جنوب خواهد بود . اما در نيمكره جنوبي برعكس مي باشد يعني امتداد خط سايه هاي شاخص روبه سمت  جنوب  وسمت ديگر خط به طرف خورشيد رو به سمت شمال خواهد بود.

 

 4 - يافتن شمال به كمك ساعت عقربه دار در تمام اوقات روز :

 

در نيمكره شمالي نوك عقربه ساعت شمار خود را طوري به سمت خورشيد قرار مي دهيم كه سايه عقربه درست در زير آن قرار گيرد .(منظور عقربه ساعت شمار  كاملا  در  امتداد   رو  به  سمت  خورشيد  باشد )  د ر اين  حال  نيمساز 

 زاويه اي كه مابين عقربه ساعت شمار و عدد 12 ساعت تشكيل مي شود را در نظر گرفته چنانچه نيمساز اين زاويه را رسم نمائيم  ،امتداد اين نيمساز سمت جنوب وسوي ديگر آن شمال را نشان مي دهد.

در نيمكره جنوبي عدد 12 ساعت را متوجه خورشيد كرده  ونيمساز زاويه عقربه ساعت شمار و عدد 12 را  به طور نظري رسم مي كنيم در اين حال امتداد نيمساز سمت شمال وسوي ديگر آن جنوب را به طور تقريب نشان مي دهد.

بايد توجه داشت كه  از اين روش فقط بين عرض هاي 5/23 تا 5/66 درجه شمالي يا جنوبي مي توان استفاده كرد ودر مناطق قطبي و مناطق مداري كاربردي ندارد.

       

   ب – يافتن شمال در هنگام شب     به روشهاي گونا گوني  امكان پذير است كه بدين تر تيب اند.

 

1-      يافتن شمال با استفاده از ستار گان قطبي:

در هنگام شب براي شمال يابي از ستارگان استفاده مي شود. همانطور كه مي دانيم ستارگان چون از ما خيلي دور هستند ثابت به نظر مي رسند. بنابراين موقعيت آنها در آسمان و نظم آرايش آنها نسبت به هم تغييري نمي كند. اما حركت ظاهري ستارگان در آسمان در نتيجه چرخش زمين به دور محور قطبها (حركت وضعي ) زمين است كه به نظر مي رسند كه ستارگان نيز مانند ماه و خورشيد از افق مشرق طلوع نموده ودر آسمان اوج گرفته وبعد از مدتي غروب مي نمايند. اما در هر محل از كره زمين موقعيت يك ستاره در آسمان نيمكره شمالي  هيچگاه تغيير نمي كند.

يعني حركت ظاهري نيز ندارد. دليلش اين است كه امتداد محور فرضي زمين در آسمان نيمكره شمالي زمين با اختلاف خيلي كم (نزديك 1 درجه ) ازكنار اين ستاره عبور مي كند.و آن ستاره ، ستاره قطبي يا ستاره جدي  از صورت فلكي دب اصغر (خرس كوچك ) است. كه پر نور ترين ستاره( ستاره آلفا )  اين صورت فلكي است. اما پيدا كردن  اين صورت فلكي و ستاره قطبي به تنهايي كمي دشوار است به همين دليل به كمك ستار گان صورت فلكي دب اكبر (خرس بزرگ )كه داراي 7 ستاره پر نور و تعدادي ديگر ستاره كم نورتر  مي باشد ، مي توان به راحتي به ستاره قطبي دست پيدا نمود . روش پيدا كردن ستاره قطبي با توجه به شكل اينگونه است.

 

  هفت ستاره پر نور دب اكبر را هفت برادران يا ستاره هاي ملا قه اي شكل نيز مي گويند. حال اگر فاصله ميان ستاره 6 كه آنرا ستاره مراق و ستاره 7 كه به آن ستاره دبه مي گويند را 5 برابر در آسمان كه به سمت لبه آبريز ملا قه است امتداد دهيم به ستاره قطبي مي رسيم و اگر روبروي اين ستاره بايستيم رو به سمت شمال ايستاده وپشت سر ما جنوب خواهد بود.جالب است بدانيم كه ارتفاع  ستاره  قطبي  از افق  هر  محل كه آنرا  با  درجه  اندازه گيري  زاويه  محاسبه

مي نمايند برابر با عرض جغرافيايي آن محل است يعني اگر عرض جغرافيايي نقطه اي را ندانيم با اندازه گيري زاويه ارتفاع ستاره قطبي از افق آن محل مي توانيم به عرض جغرافيايي آن محل دست پيدا نمود . مثلا در شهر كرمان ستاره قطبي از سطح افق 30 درجه بالاست بنا براين عرض جغرافيايي شهر كرمان 30 درجه شمالي است.

اما در نيمكره جنوبي ستاره مشخصي مانند ستاره قطبي در امتداد محور جنوبي كره زمين وجود ندارد ولي به كمك يك صورت فلكي به نام صليب جنوبي مطابق شكل مي توان تقريبا محل قطب جنوب سماوي را بدست آورد.

 

اگر فاصله ميان ستاره 4 و3 از صورت فلكي صليب جنوبي را از جهت ستاره 2 به سمت ستاره4 چهار و نيم برابر كنيم به نقطه اي در آسمان مي رسيم كه در امتداد چرخش زمين بر فراز قطب جنوب كره زمين قرار گرفته است .اين نقطه  امتداد جنوب جغرا فيايي را نشان مي دهد. لازم به ياد آوري است اين صورت فلكي در وضعيتي كه بيشترين ارتفاع را از افق دارد فقط در جنوبي ترين نواحي شرقي ايران قابل رويت مي باشد.واز اغلب نقاط ايران اصلا آنرا نمي توان ديد.

 

2-      يافتن شمال به كمك هلال ماه:

يكي از روشهاي تقريبي پيدا نمودن جهت هاي جغرافيايي استفاده از هلال باريك اول يا آخر ماه قمري است. چنانچه هنگام شب هلال باريك ماه در آسمان قابل رويت باشد ونيز بدانيم كه اين هلال مربوط به اول ماه قمري  يا آخر ماه قمري است مي توانيم مطابق شكل ها جهت ها را بدست آوريم.

در اول ماه قمري هلال ماه  را در نظر گرفته چنانچه به طور تقريبي دو سر كمان هلال ماه را  به  وسيله  خط مستقيم به هم وصل وآن را امتداد دهيم وخط ديگري عمودبراين خط رسم نمائيم آنگاه خطي كه به سمت كوژي  هلال  ماه است به سمت  مغرب و مقابل آن   مشرق و بالا جنوب و  پائين  شمال خواهد  بود.

اما  در آخر  ماه  قمري  هلال  ماه  بر عكس  و جور ديگري است. به همان روش قبلي دو سر كمان هلال ماه  را  توسط  خطي  به  هم  وصل  نموده  و  امتداد مي دهيم وخط ديگر عمود بر آن رسم نمائيم  امتداد اين خط كه به سمت كوژي  هلال ماه است به  سمت  مشرق و مقابل آن  مغرب  و  بالا جنوب و پائين شمال خواهد بود.

 

 3-      يافتن شمال به كمك امتداد راه شيري در شب:

 

كهكشان ماه يكي ميليارها كهكشان تشكيل دهنده جهان هستي مي باشد اين كهكشان از اجتماع يك صد ميليارد ستاره تشكيل يافته سطح بيروني كهكشان به شكل سنگ آسيا يا به عدسي تشبيه مي كنند. ولي منظره آن از بالا به شكل مارپيچي است كه داراي  چهار بازوي مارپيچي بوده و منظومه شمسي و كره زمين در لبه هاي يكي از اين بازوهاي مارپيچي واقع شده است ويكي  از بازوهاي ديگر اين كهكشان روبروي منظومه شمسي در آسمان ودر ديد ما قرار گرفته است واين بازوي مارپيچي روبرو را هنگام شب ما به شكل يك نوار سفيد رنگ كه از سمت شمال آسمان به سمت جنوب وجنوب غربي امتداد يافته مشاهده كنيم. البته امروزه به دليل آلودگي نوري وآلودگي هواي موجود در آسمان شهر ها قابل رويت نيست ولي در شبهاي كاملا تاريك ودور از نور شهرها ، شبها آنرا مي توان در آسمان مشاهده نمود .

 در گذشته در سرزمينهاي شرقي كشورهاي اسلامي از جمله ايران چون امتداد راه شيري به سمت  جنوب غربي يعني سمت قبله بوده  به آن راه مكه نيز گفته مي شده است.

 

4-      يا فتن جهت ها به كمك ستارگان خوشه ستاره اي پروين يا ثريا( پلياد ها(Pleiades

خوشه پروين دسته اي از ستارگان مركب از 6 تا 10 ستاره قابل رويت در صورت فلكي ثور ( گاو نر ) است اما از نظر نجومي اين خوشه باز ستاره اي مركب از چند صد ستاره كه با هم در فضا حر كت مي كنند .بهترين موقع براي رصد اين ستار گان ماههاي فصل زمستان است كه در نزديكي نصف النهار  سماوي  قابل رويت اند . خوشه پروين  تقريبا  به  شكل  خوشه انگور  يا   آب گردان كوچك بوده  كه نوك  خوشه  يا  دسته آب گردان تقريبا  در امتداد جنوب است .

 

ج – جهت يابي در تمام اوقات شبانه روز به كمك وسايل سمت يابي:

1- يافتن جهت ها به كمك قطب نما هاي مغناطيسي:

 قطب نما هاي مغناطيسي انواع گوناگوني دارند مثل قطب نما هاي معمولي – قطب نما هاي زمين شناسي – قطب نما هاي ژيروسكوپي(مخصوص كشتي ها و هواپيما ها) و ...  كه ساختمان همگي آنها به طور كلي عبارت  از محفظه مدرجي است كه در داخل آن يك عقربه مغناطيسي ( آهن ربايي )  روي يك پايه نوك تيز و لغزاني نصب گرديده است . دو سر اين عقربه در حالت رهايي جهت قطب  شمال و جنوب مغناطيس كره زمين را نشان مي دهد.

 

اين قطب نماها از يك صفحه مدور كه در جهت گردش عقربه هاي ساعت از صفر تا 360 درجه ويا از صفر تا 400 گراد وگاهي از صفر تا 6400 ميلي ام مدرج گرديده اند . در ميان صفحه مزبور عقربه اي از جنس آهن ربا كه معمولا يك سر آن بوسيله رنگهاي شب نما براي ديد در هنگام شب مشخص گرديده است روي پايه اي به حالت تعادل سوار شده وهمواره نوك رنگين آن رو به سمت شمال مغنا طيس زمين مي ايستد.

2         - يافتن جهت ها به كمك دستگاه ماهواره اي موقعيت ياب جهاني يا          GPS

سيستم هاي  ماهواره اي  موقعيت ياب جهاني (Global Position Systems)كهبه اختصار به آنG P S مي گويند متشكل از يك سري ماهواره هاي موقعيت ياب جغرافيايي است كه موقعيت پديده هاي مختلف كره زمين را شناسايي وبه مصرف كنند گان زميني مخابره مي كند.هيجده ماهواره ناوستار ( Navistar ) آن به گونه اي طراحي شده اند كه مانند الكترونهاي يك اتم به دور كره زمين مي گردند اين مجموعه ماهواره ها داراي 6 مدار مجتمع با فاصله مساوي است كه بر روي هر مدار 3 ماهواره با فاصله معين به دور زمين مي گردند.مصرف كنندگان زميني مي توانند از طريق گيرنده هاي قوي آنتن دار يا گيرنده هاي دستي(به اندازه يك گوشي تلفن همراه) با ماهواره هاي مذكور ارتباط برقرار نموده ودقيقا مشخص كنند كه اكنون گيرنده آنها در چه طول ويا عرض جغرافيايي بر روي كره زمين قرار دارد ارتفاع دقيق آن از سطح دريا چقدر است و همچنين جهات جغرافيايي آن محل چگونه اند.

 اين سيستم آنقدر دقيق است كه از آن براي  ناوبري  و  رديابي  كشتي ها در  درياها  ، هواپيما ها  در  آسمان ها  حتي
 خودرو ها در زمين استفاده مي شود. بطوريكه استفاده از يك دستگاه G P S  موقعيت جغرافيايي را با دقت 10 متر تعيين مي كند و چنانچه براي  اين كار به طور همزمان از دو دستگاه استفاده شود ،دقت اندازه گيري تا حد ميليمتر افزايش خواهد يافت .
 
روش تعيين سمت قبله يا آزيموت شهر مكه
  واژه لاتين آزيموت بر گرفته ازواژه عربي السموت به معني سمت ها است كه به فارسي گراي ناميده مي شود . و آن عبارت از زاويه اي كه امتدادها يا خطوط سطح زمين با يكي از شمال هاي سه گانه (بيشتر شمال حقيقي يا جغرافيايي ) بوجود مي آورند. اين زاويه را نسبت به سمت شمال ودرجهت گردش عقربه هاي ساعت اندازه گيري مي كنند . واگر آزيموت امتدادي مانند AB را از سوي A به B حساب كنيم به آن آزيموت مستقيم واگر بر عكس ازB به A حساب نمايند به آن آزيموت معكوس AB  مي گويند .

 چون تعيين سمت قبله يكي از مسائل  ساختمان مساجد  و نماز خانه ها است  از اين  رو  به  نحوه  محاسبه  آزيموت جغرافيايي شهر مكه كه در واقع همان قبله است اشاره مي شود . اصولا براي محاسبه سمت قبله ، مختصات جغرافيايي شهري كه در آن بسر مي بريم و همچنين مختصات جغرافيايي شهر مكه ضروري است كه مختصات جغرافيايي شهر مكه اين گونه است .

عرض جغرافيايي مكه :   21 درجه و24 دقيقه عرض شمالي                                   ” 00         24      21‏‏‎    = Φ

طول  جغرافيايي  مكه :  39 درجه و49 دقيقه و30 ثانيه طول شرقي                           ” 30       49       30    = λ

حال مطابق فرمول                λ   Δ         tag=     كه در اين فرمول   
  ΦΔ                                          
                              
λ   Δ اختلا ف طول جغرافيايي شهر مورد نظراز شهر مكه و  Φ   Δ اختلاف عرض جغرافيايي شهر مورد نظر  از شهر مكه است و در اين فرمول اختلاف، حتما  بايد به صورت اعشار نوشته شود نه به صورت درجه ودقيقه وثانيه وبعد از  اين كه مقادير فوق را در فرمول  تقسيم نموديم عددي بدست مي آيد كه با مراجعه به جداول مثلثاتي ويا ماشين حساب هاي مهندسي مقدار a رادر مقابل تانژانت آن عدد پيدا مي كنيم كه اين عدد آزيموت مستقيم مكه به شهر مورد نظر است براي اينكه آزيموت معكوس امتداد مزبور يعني آزيموت شهر مورد نظر   به  مكه را  پيدا كنيم  رقم  اخير را  با  عدد  180 درجه  جمع مي كنيم .
 مثال:  مي خواهيم قبله شهر كرمان را حساب كنيم .
 الف – مختصات شهر كرمان    ” 30      17    30   =  Φ عرض جغرافيايي     00         05    57   = λ طول جغرافيايي
ب -  مختصات شهر مكه      ” 00         24      21‏‏‎   = Φ عرض جغرافيايي   ” 30       49      30   =  λطول جغرافيايي
اختلاف طول جغرافيايي شهر كرمان با شهر مكه مي شود .                                         30    15   17   =  λ  Δ 
كه بايد مقدارآنرا به صورت اعشار  نوشت كه چنين مي شود .                                        258  / 17   =  λ  Δ    
اختلاف عر ض جغرافيايي شهر كرمان با شهر مكه مي شود.                                    00      53     8  0 =  ΔΦ 
كه مقدار ان به صورت اعشار مي شود .                                                                            891 / 8  0 =   ΔΦ 
حال مقادير فوق را در فرمول      λ   Δ         tga=   مي گذاريم  .                          
                                            Φ  Δ 
                                                                              941/1 =               258/ 17     =      λ   Δ     tga=                              
                                                                                                           891/8              Φ  Δ 

با مراجعه به جداول  مثلثاتي يا ماشين حسابهاي مهندسي مقدار a رادر مقابل تانژانت عدد 941/1 پيدا مي كنيم كه مقدار زاويه اين عدد   33     44     62 است كه اين زاويه  آزيموت معكوس امتداد مزبور يعني مكه به كرمان است

براي اينكه آزيموت مستقيم يعني  آزيموت كرمان به مكه را بدست آوريم اين عدد را با 180 جمع مي كنيم .

 

آزيموت مستقيم قبله شهر كرمان =                                        33     44      242       =    180 +    33     44     62 

حال اگر زاويه بدست آمده يعني 33    44      242  را از سمت شمال در جهت گردش عقربه هاي ساعت جدا نمائيم سمت قبله شهر كرمان بدست مي آيد . يا به عبارت ساده تر اگر مقدار آزيموت معكوس يعني عدد     33    24     62

از سمت جنوب در جهت گردش عقربه هاي ساعت يعني به سمت مغرب جدا نما ئيم باز هم قبله دقيق شهر كرمان بدست مي آيد .  

 

 پيدا كردن قبله بر روي زمين :پس از بدست آوردن آزيموت جغرافيايي كافي است به كمك يكي از طرق شمال يابي مانند سايه شاخص يا ستاره قطبي يا قطب نما سمت شمال جغرافيايي را يافت و مقدار آزيموت حساب شده فوق را در جهت گردش عقربه هاي ساعت به سمت شمال افزود تا قبله بدست آيد .

در كار هاي ساختماني رقم هاي ثانيه عملا نقشي در تعيين سمت قبله ندارند وبه همان رقم هاي در جه و دقيقه اكتفا مي شود .و براي پيدا كردن آزيموت قبله مي توان از دستگاه مهندسي  به نام تئو دوليت استفاده نمود واگر از قطب نما در تعيين  سمت  شمال  استفاده  شود  بايد  زاويه  انحراف مغناطيسي   شهر  مورد نظر  را  از  روي  آخرين   نقشه هاي

 ايزوگونيك منطقه بدست آورد ودر صورتيكه انحراف غربي باشد آن مقدار را به آزيموت قبله بايد افزود واگر شرقي باشد بايد از آزيموت قبله كم نمود .

 

سيستم اطلاعات جغرافيايي

مقدمه:
   براي اولين بار در اواسط دهه 1960 در ايالات متحده کار بر روي اولين سيستم اطلاعات جغرافيايي آغاز شد. در اين سيستم ها عکس هاي هوايي، اطلاعات کشاورزي، جنگلداري، خاک ، زمين شناسي و نقشه هاي مربوطه مورد استفاده قرار گرفتند. در دهه 1970 با پيشرفت علم و امکان دسترسي به فناوري هاي کامپيوتري و تکنولوژيهاي لازم براي کار با داده هاي مکاني، سيستم اطلاعات جغرافيايي يا (
GIS)، براي فراهم آوردن قدرت تجزيه و تحليل حجم هاي بزرگ داده هاي جغرافيايي شکل گرفت. در دهه هاي اخير به سبب گسترش تکنولوژي هاي کامپيوتري،سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي امکان نگهداري به روز داده هاي زمين مرجع و نيز امکان ترکيب مجموعه داده هاي مختلف را به طور مؤثر فراهم ساخته اند. امروزه GIS براي تحقيق و بررسي هاي علمي، مديريت منابع و ذخاير و همچنين برنامه ريزي هاي توسعه اي به کار گرفته مي شود.

GIS چيست؟
   سيستم اطلاعات جغرافيايي(
Geographic Information Systems) يا GIS يک سيستم کامپيوتري براي مديريت و تجزيه و تحليل اطلاعات مکاني بوده که قابليت جمع آوري، ذخيره، تجزيه وتحليل و نمايش اطلاعات جغرافيايي (مکاني) را دارد.
   داده هادريک (
GIS) بر اساس موقعيتشان نشان داده مي شوند.
   تکنولوژي
GIS با جمع آوري و تلفيق اطلاعات پايگاه داده هاي معمولي، به وسيله تصوير سازي و استفاده از آناليز هاي جغرافيايي، اطلاعاتي را براي تهيه نقشه ها فراهم مي سازد. اين اطلاعات به منظور واضح تر جلوه دادن رويدادها ، پيش بيني نتايج و تهيه نقشه ها به کار گرفته مي شوند.
   دريک سيستم اطلاعات جغرافيايي واژه جغرافيايي يا(
Geographic) عبارت است از موقعيت موضوع هاي داده ها، برحسب مختصات جغرافيايي (طول و عرض).
   واژه (
Information) يا اطلاعات نشان مي دهد که داده ها در GIS براي ارائه دانسته هاي مفيد، نه تنها به صورت نقشه ها و تصاوير رنگي بلکه بصورت گرافيک هاي آماري، جداول و پاسخ هاي نمايشي متنوعي به منظور جستجوهاي عملي سازماندهي مي شوند.
   واژه(
System) يا سيستم نيز نشان دهنده اين است که GIS از چندين قسمت متصل و وابسته به يکديگر براي کارکرد هاي گوناگون، ساخته شده است.مؤلفه هاي چنين سيستمي به ترتيب عبارتند از:
   1)کاربران (
User): مهارت در انتخاب و استفاده از ابزارها دريک سيستم اطلاعات جغرافيايي وشناخت کافي از اطلاعاتي که استفاده مي شوند، يکي از موارد اساسي براي موفقيت در استفاده از تکنولوژي GIS است، که اين از وظايف يک کاربر مي باشد.
   2)سخت افزارها (
Software): امروزه شبکه هاي GIS شامل تعدادي workstation, x-station، کامپيوترهاي شخصي، چاپگرها و پلاترها مي باشد که معرف مؤلفه سخت افزاريک سيستم اطلاعات جغرافيايي مي باشند.
   3)نرم افزارها (
Hardware): به منظور استفاده بهتر از يک سيستم اطلاعات جغرافيايي، استفاده از نرم افزارهاي به روز و توانمند توصيه مي شود.
   4)اطلاعات (
Data): قلب هر GIS پايگاههاي اطلاعاتي آن است. در اين پايگاهها به پرسش هايي از قبيل چه شکلي است؟ کجاست؟ و چگونه به ديگر اشکال مرتبط مي شود، داده مي شود.
   5)روش ها (
Methods): شيوه هاي صحيح به کارگيري اطلاعات درجهت رسيدن به اهداف ويژه دريک سيستم اطلاعات جغرافيايي از مهمترين مؤلفه هاي آن است.

 

 

جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجه نمائید.

http://www.ngdir.ir/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=147&index=2

گاه شمارى دوازده حيوانى

 فلسفه عناوين سال ها و ماه ها در گاه شمارى دوازده حيوانى

كاشغرى پيرامون حكمت هر يك از اسامى سال هاى دوازده حيوانى تركان مى نويسد: «تركان گمان مى برند كه در هر يك از اين سال ها حكمتى است و بدان فال مى زنند. پس گويند: «اُوديلى» يعنى سال گاو، در آن جنگ ها افتد، زيرا كه گاو سُرو زن و شاخ زن است و چون داخل سال مرغ شود، در آن سال، طعام فراوان گردد، اما ميان مردمان تشويش و نگرانى افتد، زيرا كه غذاى مرغ دانه است و او پيوسته چيزهاى خرده و ريز را زير و رو مى كند و چون سال تمساح در آيد باران ها و فراوانى باشد، چه جايگاه نهنگ و تمساح در آب است و چون به سال خوك در آيد در آن سال، سرما و برف و فتنه و آشوب بسيار شود و به همين گونه گمان مى برند براى هر سال چيزى را.»

وی درباره عناوين ماه ها، هفته ها و روزها در نزد تركان مى افزايد: «تركان را نام روزهاى هفته نيست، زيرا كه هفته با اسلام شناخته شده است. هم چنين نام عربى ماه در شهرها به كار مى رود. چادرنشينان و مردم جاهل از كفار، ماه ها را بر مبناى چهار فصل نام گذارى مى كنند. و براى هر سه ماه از آن ها اسمى است كه با آن در مى يابند و تشخيص مى دهند حساب گذشت سال را، چنان كه در آغاز بهار بعد از نيروز (نوروز) «اُغلاق آى» يعنى ماه بزغاله و پس از آن «اُلُغ اُغلاق آى» يعنى ماه بزغاله بزرگ، زيرا كه بزرگ مى شود در ماه دوم. پس بعد از آن «اُلُغ آى» يعنى ماه بزرگ، زيرا كه مى باشد ناف تابستان، پس بسيار مى شود شير و آشكار مى گردد هر نعمتى كه در چارپايان و در زمين است و هم چنين است غير اين ها از فصل ها.»

 تأثير گاه شمارى دوازده حيوانى برگاه شمارى ايرانى

گاه شمارى دوازده حيوانى با سلطه مغولان، به ايران راه يافت، به گونه اى كه قسمت اعظم زيج ايلخانى كه در رصدخانه ايلخانى به سال 658ق . به حمايت هلاكوخان مغول و به سرپرستى خواجه نصيرالدين طوسى تأسيس گرديد به شرح جزئيات گاه شمارى دوازده حيوانى اختصاص يافته است. در اين ميان، خواجه نصيرالدين طوسى كه نخستين منّجم ايرانى است، در اولين فصل زيج خود مى نويسد: «تاريخى كه پادشاهان ما [= ايلخانان] به كار مى برند تاريخ قتا(ختا) و تركان است...»; و لكن به نوشته وى گاه شمارى چينى ـ اويغورى در زمان هلاكوخان در ميان ايرانيان رواج نداشته است. او مشخصات اين گاه شمارى را از يك دانشمند و منجّم چينى به نام فومنجى كسب كرده است. نيز بايد گفت كه شرح هاى گاه شمارى چينى ـ اويغورى كه در منابع اسلامى پس از تأليف زيج ايلخانى نوشته شده، ظاهراً از زيج ايلخانى اقتباس شده است. به طورى كه كندى هفت زيج را كه در فاصله بين تأليف زيج ايلخانى تا تأليف زيج الغ بيگ نوشته شده و در آن ها درباره اين گاه شمارى بحث شده اسم برده است كه از جمله آن ها زيج محى الدين مغربى به سال 675هـ . و زيج خاقانى تأليف غياث الدين كاشى، از كاركنان رصد خانه سمرقند، در زمان الغ بيگ است.»

گاه شمارى دوازده حيوانى از تركيب بعضى از اصول گاه شمارى هاى جلالى هجرى قمرى و دوازده حيوانى چينى ـ اويغورى شكل گرفته است. اين گاه شمارى در طول هفت قرنى كه در ايران رواج داشت، يعنى از حمله مغول در سال 617هـ . تا سال 1304هـ . ش، همواره به يك صورت نبوده و تغييراتى در آن صورت گرفته است و به همين دليل كلمه ايرانى را نيز به همراه دارد. مبدأ گاه شمارى مذكور مطابق با روز پنجشنبه 15 ژوئيه سال 622 مسيحى و نخستين روز سال قمرى است كه حضرت پيامبر(صلى الله عليه وآله) از مكه به مدينه هجرت فرموده است و مستقيماً از گاه شمارى هجرى قمرى اقتباس شده است; بروج دوازده گانه شمسى به عنوان ماه هاى گاه شمارى دوازده حيوانى ايرانى از گاه شمارى جلالى اقتباس شده و تنها براى تعيين تاريخ پرداخت ماليات ها به كار برده مى شده است. در دوران صفويه كه گاه شمارى دوازده حيوانى با ماه هاى قمرى رواج عمومى داشت، ماه هاى شمسى را نيز در تقويم هاى ساليانه ثبت مى كرد.

چنان كه اشاره شد، اين گاه شمارى گرچه در زمان صفويان رنگ رسمى و دولتى به خود گرفت، ولى از ربع دوم سده سيزدهم هجرى كه گاه شمارى خورشيدى در جامعه ايرانى پا گرفت، باز سال هاى دوازده حيوانى اويغورى دوشادوش تاريخ هجرى گام برمى داشت و معمولا به هر سال هجرى يك نام دوازده حيوانى هم اضافه مى شد و گاهى هم حذف مى گرديد; تا اين كه در قانونى كه در سال 1304هـ .ش براى تنظيم تقويم به تصويب رسيد، به كار بردن سال هاى دوازده حيوانى متوقف گرديد، لكن با اين حال، هنوز هم گشتن سال به روى ـ مثلا ـ سگ و خوك در ميان مردم مطرح است.

 اسامى سال ها در گاه شمارى دوازده حيوانى وانطباق آن با سال هاى ديگر

در گاه شمارى دوازده حيوانى، چنان كه از وجه تسميه آن پيداست، براى نام گذارى سال ها از اسامى دوازده حيوان استفاده مى شود; كه ابونصر بدر الدين فراهى سنجرى (سگزى)، آن ها را در كتاب خود به نام نصاب الصبيان به نظم كشيده است. وى كه گويا نخستين كسى از دانشمندان عربى دان ايرانى است كه لغت عرب را براى سهولت تعليم آن به كودكان پارسى، به شعر پارسى در آورده است و بنا به نوشته كاتب چلبى (م 1067هـ .) در زمان حمله مغول به ايران و تا سال 640هـ . در ايران مى زيسته است،با عنوان «اسامى سال هاى تركيه»، نام سال ها را در گاه شمارى دوازده حيوانى بدين صورت بيان مى كند:

بحر هَزَج اَخر ب ايا فخر تبار *** اين وزن آمد بخوان چو درّ شهوار

مفعولُ مفاعِلُن فعولُن فَعَلُن *** هر صبح چو بلبلان همى كن تكرار

موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار *** زين چار چو بگذرى نهنگ آيدو مار

آن گاه به اسب و گوسفند است حساب *** حمدونه و مرغ و سگ و خوك آخر كار

فراهى هم چنين در جاى ديگر از اثر ياد شده خود صورت تركى اين اسامى را كه در گاه شمارى دوازده حيوانى بدان شكل نمود پيدا مى كنند، آورده است:

سيچقان و اود و پارس و توشقان ولوى پس *** ئيلان و يونت و قوى است نام هاى سال

پيچى و سپس تخاقوى و ايت است بعد از آن *** تنگوز دان تو اى پسر صاحب كمال

در تقويم هاى نجومى ايرانى، سال هاى شمسى به نام يكى از حيوان هاى دوازده گانه ناميده مى شود. براى تعيين نام هر سالى، بايد ابتدا عدد 6 را به عدد سال مفروض اضافه و حاصل جمع را به عدد 12 تقسيم كرد; باقى مانده تقسيم مذكور نماينده نام سال بر اساس ترتيب اسامى سال ها در جدول شماره 1 خواهد بود. به عنوان مثال، اگر بخواهيم سال 1384هـ . را برگاه شمارى دوازده حيوانى منطبق سازيم و بدانيم سالى كه در آستانه آن قرار داريم مطابق با كدام سال دوازده حيوانى خواهد بود، ابتدا عدد 6 را بر عدد 1384 اضافه و حاصل جمع آن، يعنى عدد 1390 را بر عدد 12 تقسيم خواهيم كرد و باقيمانده آن يعنى عدد 10 پس از انطباق بر رديف هاى سمت راست جدول شماره 1، سال مرغ به دست خواهد آمد. هم چنين براى انطباق سال هاى ميلادى و هجرى قمرى برسال هاى دوازده حيوانى تقريباً مراحل ياد شده با تغييراتى طى خواهد شد. به گونه اى كه در انطباق سال هاى ميلادى برگاه شمارى دوازده حيوانى بايد توجه داشت كه اولا تقسيم اعداد مفروض سال بر عدد 12 بدون اضافه شدن عدد 6 بر عدد مفروض سال ميلادى صورت خواهد گرفت و ثانياً باقى مانده تقسيم سال مفروض ميلادى بر 12، مى بايست بر رديف هاى سمت چپ جدول كه با اعداد لاتين مشخص شده است، منطبق گردد. هم چنين در انطباق سال هاى هجرى قمرى بر سال هاى دوازده حيوانى اولا، بايد سال مفروض را ابتدا به سال گاه شمارى مسيحى، كه آغاز و پايان آن تقريباً مقارن آغاز و پايان سال هاى گاه شمارى دوازده حيوانى چينى ـ اويغورى است، تبديل كنيم، سپس عدد سه را از سال مسيحى كسر و حاصل آن را به عدد دوازده تقسيم كنيم. باقى مانده اين تقسيم پس از انطباق بر رديف هاى سمت راست جدول نماينده نام سال در دوره دوازده حيوانى خواهد بود. ثانياً، ماه هاى آغاز و پايان سال هاى قمرى را در انطباق نبايد از نظر دور داشت; و به همين دليل است كه در برخى از آثار تاريخى در بيان معادل سال هاى دوازده حيوانى، ماه هاى آغاز و پايان سال هاى هجرى قمرى نيز ذكر شده است. ثالثاً، از آن رو كه تقريباً هر سى و سه سال شمسى ـ قمرى و چينى ـ اويغورى برابر با سى و چهار سال قمرى است، يك سال قمرى بدون نام باقى مى ماند و به همين دليل، در هر دوره سى و سه يا سى و چهار ساله شمسى ـ قمرى و چينى ـ اويغورى يك سال قمرى در نام گذارى حذف مى شود. زيرا سال هاى دوازده حيوانى ايرانى در روز نوروز جلالى آغاز مى شود و در روز قبل از نوروز سال بعد پايان مى يابد و هر سال به ترتيب به نام يكى از حيوانات دوازده گانه ناميده مى شود. و از آن جا كه اين سال ها را از مبدأ هجرت مى شمارند، براى يكسان سازى سال هاى قمرى و سال هاى شمسى در مواردى كه اقتضا مى كند يك سال قمرى را حذف مى كنند.

امسال سال خوک است از نظر طالع بيني چيني سال خوك بهترين سال براي تمام مردم دنياست چون در اين سال كار فراوان براي همه وجود دارد و گردش پول عادلانه خواهد بود.

سالي كه از دست گرفتاري هاي سياسي و اداري مي توان نفسي به راحتي كشيد. سالي كه براي روشنفكران و اهل حساب و كتاب به يك اندازه خوب است. يعني سال تعادل و تناسب.

از نظر طالع بيني چيني، در اين سال خيانت ها و بي اعتمادي ها بسيار كم خواهد بود. سال صلح طلبي عميق، سالي كه دعوا و اقامه دعوا در مراجع ذيصلاح جاي بحث هاي تند و دعوا و جنگ را مي گيرد.

اقلیم در کلام قرآن

در قرآن كريم آيات بسياري در رابطه با خداشناسي از طريق علم وجود دارد خداوند مكرراً به اجزاي طبيعت اشاره مي كند و هر كدام را آيه و نشانه اي از وجود لايزال خود مي داند از بزرگترين جزء كائنات تا ريزترين ذره همه و همه را دلايل قابل توجهي مي داند براي كساني كه تعقل و تفكر در آيات الهي مي كنند :

 اكنون با تأسي به قرآن كريم بخشی از آياتی كه مربوط به علم اقليم شناسي است مورد بررسی قرار مي دهيم :

 

میزان بارندگی و تبخير ــ منابع آب درون زمین

 « و از ابر آبی به اندازه فرو می فرستیم و آنرا در زمین جا می دهیم و ما در بردن آن (یعنی بردن آن اندازه ای که بارانده ایم) توانائیم ـــ و با آن باغهای خرما و انگور برای شما تولید می کنیم، که هم فراورده های زیادی در آن برای شما هست و هم از آن می خورید (مؤمنون 18ــ19)». « آيا نمی بينی خدا آبی را از ابر پائين می آورد و آنرا در آب راهها در درون زمين راه می برد، سپس با آن رويشها با رنگهای گوناگون درمی آورد، سپس پژمرده می شود، پس از آن آنرا زرد شده می بينی، سپس آنرا خرد خرد می گرداند. در اين روند براستی برای ناب انديشمندان يادآوری افزون نهفته است (زمر 21)».

(«سُـلُوک» بمعنی: راه رفتن يا راه بردن در جای تنگ يا تنگ تر است ـ« ذِكرى» بمعنی: ياد آوری زياد است (و منظور از آن در آيه اينست که "گياهان فراوان پيش روی ما يافت می شوند و روند و فرايند زندگی و مرگ آنها، مرتب يادآور و بنمايش گذارنده روند و فرايند مرگ و زندگی برای انسان است"). «الباب» جمع لب، بمعنی چيز ناب (يعنی چيزی که ناخالصی ندارد، آفت ندارد، شيله پيله ای در آن نيست، چيزهای هرز در آن نيست). و به مغز و انديشه ناب اطلاق شده (يعنی مغز و انديشه ای که در خردورزی و انديشمندی هيچگونه شيله و پيله، پيش داوريها، پيشينه های ذهنی، مکتبها، فلسفه ها، آداب و رسوم، منافع شخصی و گروهی و غيره ندارد و با مسائل برخورد حق بينانه و واقع بينانه می کند).  

آب باران دو نوع گردش در درون زمين را شکل می دهد. يکی در عمق سطح زمين (بالای لايه يا لايه های سفت و فشرده و سنگی زمين) که دوران وجود و گردش آن بطور ميانگين تقريباً 10 روز است، و ديگری نفوذ در اعماق زمين (نفوذ به زير لايه يا لايه های سفت و فشرده و سنگی زمين)، که دوران گردش و وجود آن می تواند 1000 سال طول بکشد.

نکات آیات:

1ــ میزان بارندگی و تبخیر به اندازه است:

 چنانکه در آیه گفته شده میزان بارش آب به زمین وميزان تبخیر شدن آب از زمین به يک اندازه است. برآورد می شود که در سال 513 ترلیون تن آب به زمين می بارد و همين اندازه نيز تبخير می شود، که بخش عمده آن از درياها و اقيانوسها است، و در مرتبه پس از آن از حوضه های آبی ديگر روی زمين، و در مرتبه پس از آن از ترشح و عرق درختان است.

2ــ آب درون زمین آب باران است و برخی از درختان از آب درون زمین استفاده می کنند: چنانکه در آیه گفته شده آبهای درون زمین در واقع آب باران است که در زمین فرو رفته، و بشکلی که در تصوير می بينيم از جمله در عمق کم در زمين روان می شود. اين آبها بطور ميانگين تا ده روز می توانند روان باشند و به حوضه های آبی می ريزد، و برعکس از حوضه های آبی نيز وارد چشمه ها و راه های آبی می شود و از راه های باريک و موئی به بالا نفوذ می کند و درختان از آن استفاده می کنند و درختانی که خود ریشه در اعماق دارند آب خود را از آن می گیرند.

بخش ديگری از آب باران از لايه يا لايه های سفت و سنگهای شکافته زمين نفوذ کرده به اعماق می رود و انبار می شود، و مدت 1000 سالی می تواند باقی بماند. در جهان دانش در اين رابطه يک تئوری می بينيم که مربوط به قرن هفدهم است (يعنی بيش از هزار سال پس از گفته قرآن)، که می گويد آب منابع زمين همان آب باران است که درون زمين نفوذ می کند. البته در اين تاريخ قرآنِ ترجمه شده در غرب وجود داشته و احتمال اينکه منبع برخی تئوريها قرآن باشد نيز بعيد نيست.